ویو جیهوپ

ویو جیهوپ:
بعد از اینکه با بچه ها از کمپانی در اومدیم با جیمین و جین و شوگا
تصمیم گرفتیم به بار بریم این چند روز بخاطر فشار های کمپانی خیلی خسته بودیم
ویو ا.ت:
امروز واقعا اعصابم خیلی خورد بود بارِ اسلحه ای که قرار بود امروز برسه دزدیده شده
ویو جیهوپ:
به سمت بار حرکت کردیم بعد چند مین رسیدیم و از ماشین هامون پیاده شدیم و به سمت بار حرکت کردیم
ویو ا.ت:
توی باری که مال خودم بود نشسته بودم و داشتم شراب گیلاس میخوردم که یه اکیپ وارد بار شدن همینطور که داشتم انالیزشون میکردم که یکیشون چشمم رو گرفت
ویو جیهوپ:
از وقتی وارد بار شدم نگاه خیره ای رو خودم حس کردم به سمت نگاه برگشتم یه دختر خوشگلی رو دیدم که لباس سیاه جذابی پوشیده بود آرایش ملیح و اون بادیگاردا که دور تا دورش رو گرفته بودم بهم خیره شده بود که یهو یه چشمک زدبا چشمکی که زد به سمت میز خودمون برگشتم که شوگا گفت
شوگا:به کی نگاه می‌کنی
جبهوپ:به اون دختره سایه پوشیده که دور تا دورش کلا بادیگارده
شوگا:میدونی اون کیه
جیهوپ:نه
شوگا:اون صاحب این بار و ملکه مافیاها
جیهوپ: واقعا (با پشمای ریخته)
شوکا :آرهویو ا.ت:
بعد از چند دقیقه که داشتم بهش نگاه میکردم به طرفم برگشت اونم مثل من توی چشمام زل زد فک کنم این بچه خوشگله نمیدونه من کیه ام که یه چشمک که مخصوص خودمه زدمکه به سمت میز برگشت چقدر این پسره بچه مثبته چرا دروغ بگم ازش خوشم میاد بعداز حرف زدن با خودم به لوکا گفتم(لوکا دست راست ا.ت)
ا.ت:یه کاری برات دارم
لوکا:بله خانم
ا.ت:اون پسره که اونجاس(اشاره به جیهوپ) اطلاعاتش رو بعد از نیم ساعت توی دستم باشه
لوکا:چشم
ویو جیهوپ:
اون دختری که شوگا بهم گفت و فک کنم اسمش ا.ته به یه نفر یه چیزی گفت که پسره با تعظیم رفت راستش کنجکاو شدم
ا.ت:آفرین
ویو ا.ت:
همینطور که داشتم ادامه ی شراب رو سر می‌کشیدم که لوکا اومد
لوکا:بفرمایید قربان
ا.ت:آفرین
لوکا:خواهش میکنم من وضیفم رو هم انجام میدم
پوشه رو از دست لوکا کشیدم و خوندم
جانگ هوسوک ملقب به جیهوپ ۳۱ ساله آیدل گروه بی تی اس و........
بعد از آن چندین دقیقه به لوکا گفتم
ا.ت:برام بدزدش
لوکا:بله خانم
ا.ت:فقط یه چیزی
لوکا:بله؟
ا.ت:یه تار مو از سرش کم بشه میکشمت
لوکا:بله
ویو جیهوپ:
آنقدر خورده بودم که هیچی نمدونستم که بچه ها هم گفتن می‌خوام منو برسونن ولی من قبول نکردم همینطور که داشتم مست و پاتیل توی خیابون راه میرفتم که یهو....
ادامه دارد حمایت کنید
دیدگاه ها (۰)

ویو جیهوپ:همینطور که داشتم مست و پاتیل توی خیابون واسه همین ...

پارت اولمثل همیشه توی اتاق تمرین بودین و سخت در حال تمرین بو...

بچه ها چند پارتی جدیدموناسم:پسر خوب منتوی پست ها قبلی معرفی ...

که یهو این یوپ گفتاین یوپ:اگه لاس زدنتون تموم شد بیا جونگکوک...

Part 6

عشق غیر ممکن Part 57 ماه بعدویو ا*ت. حالا منو جونگ کوک میخوا...

پارت ۳ غریبه مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط