{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شعر می پزم ،

من شعر می پزم ،
دانه های گریه را پاک می کنم ،
گَرد می گیرم از خستگی ام...

هِی تو را جارو می زنم
از زندگی ام
تو امّا
سخت -
چسبیده ای به پُرزهای فرش ؛
نمی روی ...

ظرفهای نَشُسته ی فکرم مانده هنوز!
لباس های تنهایی ام چِرک ؛
سفره ی بی رنگِ تکرارمان پهن ،

زمان در ما پیر می شود !
تو نمی روی ،،،
تمام غذاهایمان
بی عشق سِرو می شود!
دیدگاه ها (۲)

هر زمان بیکس شدیتنها شدی یادم بکنهر زمان هم خانه باغمها شدی ...

حـآلم بـدِه مِـثِ کسـےِ کہِ دَرد کـشید اَمـآ دَم نَـزدمِـث ک...

ما خانوادگی غصه می‌خوریم...من از رفتنت...مادرم از زردی صورتم...

سرگرمی تو خط لب و شال و حجاب استدرگیری من با قلم و شعر و کتا...

عاشقانه های شبنم

when silence became a scream p26

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۸✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

my snow❄️#my_snowPT33ویو یونهو:چند ثانیه فقط به کوک نگاه می‌...

P³

P⁵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط