{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشـقی رایـج نبود

عاشـقی رایـج نبود
عـباس آڹ را باب ڪرد…

او دو دستش را ڪنار علقمہ،
نذرِ سرِ ارباب ڪرد…
دیدگاه ها (۱)

P3جئون وارد خانه شد.همین که قدم اولش را داخل گذاشت، تمام صدا...

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔آن سوی مرز های کاغذی. شملوک پوزخن...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶¹ویو: اتفردا...دست کوک رو گرفتم و...

آوای شب پارت ۲۹آنچه گذشت...الکس اومد سمت انیا و میخواست انیا...

رایحه پنهانآخر سر آروم سر تکون داد.- عوم... باشه، ارباب.بعد ...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» پارت۱٠+با ا.تت حرف نمیزنی؟؟🥺-هوم، خب اون بخاطر من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط