{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز آن مرد آمد ، آن مرد با اسب آمد ، گفت :

دیروز آن مرد آمد ، آن مرد با اسب آمد ، گفت :
ضعیفه غذا حاضر اسـت ؟؟
امروز آن مرد آمد، آن مرد با پراید آمد ، گفت :
عشقـم غذا حاضره ؟
فردا آن مرد می آید، آن مرد با پیشبند میاید ، میگوید :
عجقم غذا چی درسـت کنم !؟
دیدگاه ها (۳)

آقا خدایی کسی هست از دستم ناراحت باشع )

کسی ک از دستم ناراحتی اگه میشه دلیل ناراحتی خودتا بهم بگو تا...

يه یارو رفته بود كليسا .. بعدش يوعو يه زن زيبا اومد كليسا بر...

مامور قبض روح خدا، دور ما نگردما کربلا ندیده به تو جان نمی د...

🔻مذاکرات با ایران از فردا شروع می‌شود ترامپ:«اکنون کاری که...

LESSON

باز از کرب و بلا نغمه لا می آیداین صلا دم به دم از کرببلا می...

⚖وکیل من ⚖پارت ۱ — اتهام هوا رو به تاریکی می‌رفت.جنی پشت فرم...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۳ | چهره‌ی آشنامرد آرام وارد خانه شد.ج...

p15شب شده بود.جنا بعد از بستن آتلیه، به سمت خانه راه افتاد. ...

🦢 پارت هفتم | مرد غریبهظهر، زنگ آخر مهدکودک خورد.بچه‌ها یکی‌...

آخرین بحث پارت ۱۵

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

🌷السلام علیک یا امام الرئوف🌷🇮🇷السلام علیک و رحمه الله و برکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط