{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p3

خاک توسرم
کلی معضرت خواهی کردم و گوش سونگ مینو گرفتم و رفتم
رفتم تو خونه و افتادم به جونش
رفتم تو اتاق خریدامو گذاشتم نشتم و رو پروژه ی فیزیکم کار کردم

۳۰ مین بعد
ات ویو

نشسته بودم ک یهو دلم یه تیر خیلی بد کشید و یه جیغ اروم کشیدم

داداش ات ویو

تو اتاق نشسته بودم ک صدای جیغ اومد رفتم بیرون و دیدم ات دستشو رو دلشه داره اه و ناله میکنه رفتم بش گفتم

؟ چت شد یهو حالت خوبه؟
_ ن خوب نیستم دلم داره دیوونم میکنه
؟دراز بکش برم برات یکم اب بیارم
_تو مگه نمیخواستی بری بیرون؟
؟ راست میگی داره دیرم میشه

ات ویو
رفت برام یه لیوان اب اورد و بعد سریع یه لباس لش باحال پوشیدو با عجله رفت
رفتم دستشویی و دیدم ک از لای پاهام خون سرازیر شده
پریود شدم و نوار بهداشتی هم ندارم
هودیمو با یه دامن تنم کردم و رفتم بیرون
رسیدم به سوپر مارکت و رفتم سراغ قفسه نوار بهداشتی ها

جونگکوک ویو

رفتم سوپر مارکت ک یکم مواد غذایی بخرم
ک دیدم اون دختره همونجاست و پاهاش کامل خونیه
و فهمیدم ک پریوده ژاکت مشکیمو در اوردم و سمتش رفتم ژاکتو دور پاهاش حلقه کردم
اروم تو گوشش گفتم

+پاهات خونیه

پا ب پاش رفتم تا سرویس بهداشتی سوپر مارکت رفت داخل و منم رفتم سر قفسه نوار بهداشتیا و براش چنتا بسته نوار برداشتم
و رفتم بهش دادمشون
و بعد رفتم و چنتا بسته خوراکی برداشتم و وقتی اومد بیرون بهش دادمشون ک ناراحت نباشه ک دیدم حالش خیلی بده و داره اروم اشک میریزه
براید استال بغلش کردم
داشت با چشمای متعجبش نگام میکرد ک گفتم اروم باش میخوام کمکت کنم
از سوپر مارکت ک اومدم بیرون بهش گفتم

+؟خونت کجاست ؟

و به یه ساختمون اشاره کرد و گفت

_اونجا... اونجا زندگی میکنم

و به طرف همون ساختمون رفتم
نکته : جونگکوک ماسک وکلاه داره هااا
دیدگاه ها (۲)

رمان

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۷✦رستوران ویو ات ویوبا اعضا داشتیم شام میخوردیم که یهو ...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

پارت ۲

#برادر ناتنی من

dark love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط