{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا به کی باید رفت....

تا به کی باید رفت....

از دياری به دياری ديگر....

نتوانم، نتوانم جستن....

هر زمان عشقی و ياری دیگر....

کاش ما آن دو پرستو بودیم....

که همه عمر سفر می کردیم....

از بهاری به بهار دیگر....

آه، اکنون ديریست....

که فرو ریخته در من، گوئی،

تيره آواری از ابر گران....

چو می آميزم، با بوسهء تو....

روی لبهایم، می پندارم....

می سپارد جان عطری گذران....

آنچنان آلوده ست....

عشق غمناکم با بیم زوال....

که همه زندگیم می لرزد....

چون ترا می نگرم....

مثل اینست که از پنجره ای....

تکدرختم را، سرشار از برگ،

در تب زرد خزان می نگرم....

مثل اینست که تصویری را....

روی جریان های مغشوش آب روان می نگرم....

شب و روز....

شب و روز....

شب و روز....

بگذار که فراموش کنم.

تو چه هستی ، جز یک لحظه، یک لحظه که چشمان

مرا

می گشاید در

برهوت آگاهی ؟

بگذار

که فراموش کنم.
دیدگاه ها (۱۰)

تا به کی باید رفت.... از دیاری به دیاری دیگر.... نتوانم، ن...

تا به کی باید رفت.... از دیاری به دیاری دیگر.... نتوانم، ن...

تا به کی باید رفت.... از دياری به دياری ديگر.... نتوانم، ن...

تا به کی باید رفتاز دیاری به دیار دیگرنتوانم ، نتوانم جستنهر...

تا به کی باید رفت از دیاری به دیار دیگر نتوانم ‚ نتوانم جستن...

آن چنان آلوده‌ستعشق غمناکم با بیم زوالکه همه زندگیم می‌لرزدچ...

آن چنان آلوده‌ست#عشق غمناکم با بیم زوالکه همه زندگیم می‌لرزد...

تا به کی باید رفت ~~~> از دیاری به دیار دیگر~~~> ...

شب و روزشب و روزشب و روزبگذارکه فراموش کنم.تو چه هستی، جز یک...

بی تو آنلاین شبی باز از آن چت روم گذشتمهمه تن چشم شدم دنبال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط