{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🧚🏻 استاد من 🧚🏻

🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت⁵⁸
کوک:چیزه من میرم بیرون.
یول:نههه بابا بمون
چند مین بعد
سلین :به چی زل زدید آقای جئون
کوک:ها چی عااا به هیچی
سلین : بهتره که بریم پایین
و رفتیم پایین
دیدم که یونا با یه پسر گرم‌ گرفته بود
لیا:ددییییی کجا بودی
کوک:پیش بچم‌
لیا :جونکوک خدا لعنتت کنه منو مجبور به چه کار های می‌کنه(دم گوش جونکوک)
کوک:کارت رو خوب بلدی هااا
جیمین:سلین جان بیا کیک رو ببریم
سلین :باشهه عزیزم

خب یول بیا شمع هارو فوت کنیم
یول: عامممم آروزو میکنم که مامان و بابام با من به خوبی و خوشی زندگی کنن
سلین :آخیییی پسرم مگه الان زندگیت خوب نیست ؟
یول : خب مامان آخه من هفته ای یه بار بابا رو میبینم
دوست دارم که هرروز پیشتون باشم
کوک:... تولدت مبارککککک باشه پسرم
و همه جیغ و دست و هورا کشیدن
فلش بک به بعد از تولد 👾😽
ویو سلین 🤫
با مهمون ها خدا حافظی کردیم و به اصرار سلین کوک اینجا موند
یونا:شب بخیر. همگی
همه : شب
بخیر
لیا:منم میرم خونه ی خودم ددی
کوک:برو عشقم شب بخیر
و لیا رفت
سلین : آقای جئون بیاید اتاق مهمون بهتون نشون بدم
یول :مامان مامان
دوست دارم تو و بابا پیش من بخوابید
سلین :نه پسرم
یول : لطفاً (مظلوم بازی در میاره)
کوک:باشههه
سلین :هوففف باشه
من میرم اتاقم و میام پیشت یول جان
ویو جونکوک ✨
مدتی گذشت ولی سلین هنوز نیومده رفتم دنبالش
دیدم گوشه ی در اتاقش بازه و دیدم که جیمین رو داره میبوسه
یعنی واقعا چیزی بینشون
چشمام در از اشک شد
تا سلین منو دید
سلین : آقای جئون کاری داشتید ؟
کوک:نه (بغض) و رفت
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۱۰)

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ⁵⁹ویو سلین 🫄🏻 هوففف این جئون هم برای من ...

بچه هاااانمیتونم پارت ⁶⁰ رو آپلود کنم بقیه پارت ها آپلود میش...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁵⁷کوک:میتونم پسرم رو ببینم سلین: عااا آره...

پروف عوض شده گممم نکنید 🤺🧌

کوک : باشه ما هم میایم لیا : شاید دخترا معذب بشن آقای جئونکو...

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

وقتی تو مدرسه اذیتت می کردپارت11رسیدم عمارتشون کم کم بچه ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط