میروم این گره ی کور دگر وا شدنی نیست که نیست
میروم این گره ی کور دگر وا شدنی نیست که نیست
جمع فرد من وتو ،زوج نشد ، ما شدنی نیست که نیست
گفتم از فصل بهار، عطرغزل ، شعر سپید ، سطر به سطر
طیع شیرین توانگار شکوفا شدنی نیست که نیست
خواستم بغض فرو خورده ی شعرم نشوی ، باز نشد
چه کنم ؟!!خواستم و خواستم اما، شدنی نیست که نیست
روز ها از پی هم شب شد و تبدیده شدم ،آب شدم
درد خوش باوریم نیز مداوا شدنی نیست که نیست
وای من ، فصل درو کردن اشک از لب مشک ، بازرسید
پشت این خرمن غم ،قرص شده ، تا شدنی نیست که نیست
جمع فرد من وتو ،زوج نشد ، ما شدنی نیست که نیست
گفتم از فصل بهار، عطرغزل ، شعر سپید ، سطر به سطر
طیع شیرین توانگار شکوفا شدنی نیست که نیست
خواستم بغض فرو خورده ی شعرم نشوی ، باز نشد
چه کنم ؟!!خواستم و خواستم اما، شدنی نیست که نیست
روز ها از پی هم شب شد و تبدیده شدم ،آب شدم
درد خوش باوریم نیز مداوا شدنی نیست که نیست
وای من ، فصل درو کردن اشک از لب مشک ، بازرسید
پشت این خرمن غم ،قرص شده ، تا شدنی نیست که نیست
- ۱.۱k
- ۲۴ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط