شاید ان لحظه که با سنگی کوچک بر سنگ مزارم میزنی که بیدارم
شاید ان لحظه که با سنگی کوچک بر سنگ مزارم میزنی که بیدارم کنی، بی خبر باشی به انتظار امدنت چشم براه و بیدارم، دوست دارم زمانی که به دیدارم میای به یاد خنده ام بخندی چرا که اگه گریان باشی چگونه با دستان زیر خاکم اشک روی گونه هایت را پاک کنم....
- ۷۹۱
- ۰۵ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط