{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای حرفاش جواب داشتم.

برای حرفاش جواب داشتم.
می دانستم پاسخم درست و منطقی است.
هر چند حدس می زدم که او قانع نمی شود.
می خواستم با تمام وجود پاسخم را در گوشش فریاد بزنم، اما چیزی انگار جلویم را می گرفت.
مثل فرشته ای که در گوشم نجوا کند:
*هیچ بنده ای حقیقت ایمان را درک نمی کند، مگر اینکه جدل را رها کند، اگر چه حق با او باشد.
دیدگاه ها (۲)

برای حرفاش جواب داشتم.می دانستم پاسخم درست و منطقی است.هر چ...

دختر همسايمون بهم زنگ زده ميگهچرا ADSL من نيميره تو اينترنت؟...

بزرگترین اشتباه ما این است که گاهی آدم ها رو بسیار طولانی تر...

دکتر شریعتی: انسان به اندازه ای که به مرحله انسان بودن نزدیک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

رمان تهیونگ و جنی

INTJ💜💜ENTPشیپ🛐سازگاری: ۸۰٪ تا ۸۵٪دلیلش👇۱. **هم‌افزایی فکری ب...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۳: آرامشِ سمیصدایِ بسته شدنِ در، ...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

You hear that?- Mehrdad Pirshahbaz - Scream It Out (Ft Mohsen Mirnia and Aura)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش سوم_مشتی به شانه اش می‌زنم"اگه یکم دیگه مع...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود و استودیو تقریباً خالی شده بود. اَ...

#سایه_های_نقره_ای ✨پارت هفتم: آینه‌ی سیاه و حقیقتِ خونینموجو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط