یه مافیا...
پارت۳
جونگ کوک=ببخشید میتونم چند روز دیگه اینا هم به سر پرستی بگیرم؟
مدیر=بله میشه چرا نمیشه اصلا میتونید همین الان به سر پرستی بگیرید شون
جونگ. کوک =باشه اما قول. نمیدم
مین هو میاد دنبال جونگ کوک و ات
دان: نونا
ات: هم
دان میره بغل ات
جونگ کوک چپ به دان نگاه میکنه
خداحافظی میکنن و میرن
جونگ کوک =مین هو تند تر برو
مین هو =باشه
میرسن خونه کوک
اجوما=سلام پسرم
کوک = سلام اجوما
اجوما=سلام دخترم
ات=سلام
کوک =ات این اجوما عه
کوک=برو داخل اجوما راهنماییت میکنه
ات=باشه
مین هو=عه اقا جونگ کوک بار اصلحه رسیده ها(با صمیمیت)
کوک=اها باشه
کوک =خدافظ اجوما و ات
کوک یه نگاه صمیمی به ات میکنه ات خجالت میکشه
کوک میخنده
کوک=خدافظ
اجوما=دخترم بیا داخل میخاد بارون بیاد
ات=باشه اجوما
ویو ات جونگ کوک خیلی جذابه ولیی اه باشه خیلی هم قشنگه با لحن گرمی. که خداحافظی کرد وایی اما اونقدرهم نیست که بهش وابسته بشم
ویو کوک.
اون دختره ات خجالت کشید واقعا
کوک به اجوما زنک میزنه که هدیه ات رو بش بدع
اجوما=عه ات اوروشین(قربان) زنک زد که هدیه ات رو بهت بدم همراهم بیا
ات=هدیه!!
هدیه ات یه گوشی بود
شب میشع
کوک. میاد
کوک= اجوما
اجوما =بله پسرم
کوک = هدیه ات رو دادی
اجوما=اره
کوک=ات
ات از بالا میاد پایین
ات=بله
کوک=خوشت اومد؟
ات = اره ممنون
بم هم تا صدای جونگ کوک رو میفهمه میاد
بم میاد
ات میترسه و میره پیش جونگ کوک تا بغلش کنه
ات =عه سگگ
کوک=عه اومدی
بم هم واق واق میکنه
کوک= ات نترس این بمه حیوون خونگیمون
ات=حبمون خونگی مون؟ موون؟
کوک=اره توکه قرار نیست بچه من شی
ات=چیی؟ پس برا چی
کوک=هیچی
ات میفهمه میره توی اتاقش
ات= وایی چقدر دلم درد میکنه
به اجوما میگه
اجوما= دلت درد مبکنه بشین رو مبل تا برات جوشونده بیارم
ویو ات اخه رو مبل که جونگ کوک و بم نشستن اه
بم میره با وسایلاش بازی کنه
ات هم میره میشینه
جونگ کوک=از بم میترسی؟
ات= اره
کوک= بمممم
بم میاد
پایان پارت3
چطور بود؟؟؟؟(=
جونگ کوک=ببخشید میتونم چند روز دیگه اینا هم به سر پرستی بگیرم؟
مدیر=بله میشه چرا نمیشه اصلا میتونید همین الان به سر پرستی بگیرید شون
جونگ. کوک =باشه اما قول. نمیدم
مین هو میاد دنبال جونگ کوک و ات
دان: نونا
ات: هم
دان میره بغل ات
جونگ کوک چپ به دان نگاه میکنه
خداحافظی میکنن و میرن
جونگ کوک =مین هو تند تر برو
مین هو =باشه
میرسن خونه کوک
اجوما=سلام پسرم
کوک = سلام اجوما
اجوما=سلام دخترم
ات=سلام
کوک =ات این اجوما عه
کوک=برو داخل اجوما راهنماییت میکنه
ات=باشه
مین هو=عه اقا جونگ کوک بار اصلحه رسیده ها(با صمیمیت)
کوک=اها باشه
کوک =خدافظ اجوما و ات
کوک یه نگاه صمیمی به ات میکنه ات خجالت میکشه
کوک میخنده
کوک=خدافظ
اجوما=دخترم بیا داخل میخاد بارون بیاد
ات=باشه اجوما
ویو ات جونگ کوک خیلی جذابه ولیی اه باشه خیلی هم قشنگه با لحن گرمی. که خداحافظی کرد وایی اما اونقدرهم نیست که بهش وابسته بشم
ویو کوک.
اون دختره ات خجالت کشید واقعا
کوک به اجوما زنک میزنه که هدیه ات رو بش بدع
اجوما=عه ات اوروشین(قربان) زنک زد که هدیه ات رو بهت بدم همراهم بیا
ات=هدیه!!
هدیه ات یه گوشی بود
شب میشع
کوک. میاد
کوک= اجوما
اجوما =بله پسرم
کوک = هدیه ات رو دادی
اجوما=اره
کوک=ات
ات از بالا میاد پایین
ات=بله
کوک=خوشت اومد؟
ات = اره ممنون
بم هم تا صدای جونگ کوک رو میفهمه میاد
بم میاد
ات میترسه و میره پیش جونگ کوک تا بغلش کنه
ات =عه سگگ
کوک=عه اومدی
بم هم واق واق میکنه
کوک= ات نترس این بمه حیوون خونگیمون
ات=حبمون خونگی مون؟ موون؟
کوک=اره توکه قرار نیست بچه من شی
ات=چیی؟ پس برا چی
کوک=هیچی
ات میفهمه میره توی اتاقش
ات= وایی چقدر دلم درد میکنه
به اجوما میگه
اجوما= دلت درد مبکنه بشین رو مبل تا برات جوشونده بیارم
ویو ات اخه رو مبل که جونگ کوک و بم نشستن اه
بم میره با وسایلاش بازی کنه
ات هم میره میشینه
جونگ کوک=از بم میترسی؟
ات= اره
کوک= بمممم
بم میاد
پایان پارت3
چطور بود؟؟؟؟(=
- ۷۰.۰k
- ۲۶ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط