فیک مربی بوکس من

فیک مربی بوکس من
پارت ۱۳
_ا/ت....رفتم جلو....محکم بغلش کردم‌....
+من.....مگه باهات چیکار کرده بود....(با جیغ و داد)
_ببخشید....ببخشید خواهش میکنم آروم باش(با بغض)
+چرا من به هرکی اعتماد میکنم باهام اینکار رو میکنه(همچنان با جیغ و داد)
_ببخشید تروخدا اینجوری گریه نکن‌....
+بعد از چند دقیقه چشمام سیاهی رفت.....
_فهمیدم بیهوش شده.....ا/ت...ا/ت..با گریه براید استایل بغلش کردم....بردمش توی اتاق و گذاشتمش روی تخت....
رفتم پایین از آشپزخونه جعبه ی کمک های اولیه رو برداشتم و بردم بالا....رفتم توی اتاق...
خون روی صورتشو پاک کردم ....زخم ابروش و ضد عفونی کردم و روش پماد زدم ....با گریه آروم باهاش حرف میزدم....
چرا من اینکار رو با تو کردم؟ یعنی منو میبخشی؟ بعد از چند دقیقه به هوش اومد....
_حالت خوبه؟
+.....
_ا/ت...
+.....
_با گریه....منو نگاه کن
+....
_خواهش میکنم....(با هق هق بلند)
+تاحالا ندیده بودم یه پسر اینجوری گریه کنه....نگاش کردم ....
_منو میبخشی؟
+‌نمیدونم
_خواهش میکنم(همچنان هق هق بلند)
+راستش دلم سوخت براش...بلند شدم و نشستم روی تخت....آره
_واقعا؟
+آره....ولی من تاحالا یک بار هم مست نکردم و الکل نخوردم تاحالا هم بار نرفتم.....
_ببخشید....(گریه و بغض سگی)
+اوه....خوب دیگه گریه نکن....منم گریه میکنما!
_باشه...باشه ببخشید
+خندیدم....
_چرا میخندی؟
+خیلی خنده دار شدی....با دستم صورتشو گرفتم....دیگه هیچ وقت باهام از این کارا نکن باشه!

......................................................اگه اشتباه تایپی هس ببخشید:)
حمایت فراموش نشه
دیدگاه ها (۱۵)

فیک مربی بوکس منپارت۱۵+داشتم پنکیک درست میکردم که.....یه یهو...

فیک مربی بوکس منپارت ۱۴_ باشه حالا میشه یه بغل بهم بدی؟+اهوم...

فیک مربی بوکس من پارت ۱۲از عصبانیت با مشتم محکم زدم توی شکمش...

فیک مربی بوکس من پارت ۱۱+رفتم جلو روی نوک پا وایسادم و به لب...

سناریو بی تی اس

"سرنوشت "p,36...۱۰ مین بعد ....ا/ت : بریم تو ؟ سرده....کوک :...

وقتی تو دعوا بهت آسیب میزنن و بیهوش میشینامجون:(بغض کرده) بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط