{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل کوهیم و از این فاصله هامان چه غم است

مثل کوهیم و از این فاصله هامان چه غم است
لذت عشق من و تو نرسیدن به هم است
ما دو مغرور، دو خودخواه، دو بد تقدیریم
عاشقی کردن ما شرح عدم در عدم است
مثل یک تابلوی نیمه ی نفرین شده ای
دست هر کس که به سوی تو بیاید قلم است
عشق را پس زدی ای جان ولی پیش خدا
هر که از عشق مبّرا بشود ، متهم است
می روی ، دور نرو ، قبل پشیمان شدنت
فکر برگشتن خود باش و زمانی که کم است
قبل رفتن بنشین خاطره ای زنده کنیم
بنشین چای بریزم ، بنشین تازه دم است
دیدگاه ها (۲۳)

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنمبعد عاشق کردنش خود را فدایی...

وقتی بیایی سینه را ، خانه تکانی می کنمرنگ تمام پرده‌ها را آس...

نیستی هرشب برایت شعر می خوانم هنوزپای قولی که تو یادت رفته م...

همه شب دست به دامان خدا تا سحرمکه خدا از تو خبر دارد و من بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط