وقتی مریض بودی پارت
وقتی مریض بودی پارت 2
رفتم آیفون رو دیدم،دیدم شوگاشت در رو باز کردم.
چند دقیقه بعد صدای زنگ در اومد.
در رو باز کردم.
شوگا:سلاااااممممم(با ذوق و پرید بغلش)
رزی:سلام(سرد دستش رودگذاشت رو کمر شوگا.
شوگا:اووووممممم.چه بویه خوبی میاد.چیه؟
رزی:بیمیاب(سرد)
شوگا:من بزم لباسامو عوض کنم.
رزی ویو......
شوگا رفت لباساشو عوض کرد.
داشتیم غذا میخوردیم که یکدفعه حالم بد شد.
سریع رفتم دستشویی و بالا آوردم.
سه دقیقه بعد....
از دستشویی اومدم بیرون شوگا اومد پیشم گفت:چیشد؟ خوبی؟(نگران)
رزی:خوبم.
شوگا:چیشد آخه یهو؟
رزی:نمیدونم.
ویو رزی....
برآید استایل بغلم کرد گذاشت رو تخت رفت برام قرص آورد و گفت:از صبح چیزی خوردی؟
رزی:نوچ
شوگا:خب.....فک کنم واسه همینه.
ی قرص بهم داد خوردم و بهم گفت:ببین من میرم دشویی تو خم لباساتو عوض کن بگیر بخواب.
رفتم آیفون رو دیدم،دیدم شوگاشت در رو باز کردم.
چند دقیقه بعد صدای زنگ در اومد.
در رو باز کردم.
شوگا:سلاااااممممم(با ذوق و پرید بغلش)
رزی:سلام(سرد دستش رودگذاشت رو کمر شوگا.
شوگا:اووووممممم.چه بویه خوبی میاد.چیه؟
رزی:بیمیاب(سرد)
شوگا:من بزم لباسامو عوض کنم.
رزی ویو......
شوگا رفت لباساشو عوض کرد.
داشتیم غذا میخوردیم که یکدفعه حالم بد شد.
سریع رفتم دستشویی و بالا آوردم.
سه دقیقه بعد....
از دستشویی اومدم بیرون شوگا اومد پیشم گفت:چیشد؟ خوبی؟(نگران)
رزی:خوبم.
شوگا:چیشد آخه یهو؟
رزی:نمیدونم.
ویو رزی....
برآید استایل بغلم کرد گذاشت رو تخت رفت برام قرص آورد و گفت:از صبح چیزی خوردی؟
رزی:نوچ
شوگا:خب.....فک کنم واسه همینه.
ی قرص بهم داد خوردم و بهم گفت:ببین من میرم دشویی تو خم لباساتو عوض کن بگیر بخواب.
- ۹.۵k
- ۱۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط