{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر من بزرگ نمی شدم، پدربزرگ هنوز زنده بود، موهای مادرم س

اگر من بزرگ نمی شدم، پدربزرگ هنوز زنده بود، موهای مادرم سفید نمیشد،

مادربزرگ در ایوان خانه باز می خندید،

تنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بود،

غروب جمعه برایم دلگیر نبود،
چقدر گران تمام شد بزرگ شدن من
دیدگاه ها (۱)

دیروز غروبپیاده روهای غمگین را قدم میزدمعابران بی تفاوت از ک...

شمال و غروب و معمای توکدوم روز خوب تماشای توامان از نم جاده ...

پارت ۸: سایه‌یِ مرگماه داشت به پایان می‌رسید و هوایِ خانه از...

فیک : بین راندها

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

سناریو از انیمه توکیو ریونجرزپارت ۱سال ها از زمانی که اعضای ...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

ازدواج اجباری

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط