{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدیمی‌ترین خاطره‌ای که یادمه اینه که به لک لک پدرسگ گفتم

قدیمی‌ترین خاطره‌ای که یادمه اینه که به لک لک پدرسگ گفتم منو ببر سوئد٬ دهنشو باز کرد که بگه باشه٬ افتادم تو ایران
#حقیقت_تلخ😑
دیدگاه ها (۱)

😻 💙

ما قرار نیص از هم جدا شیم..:/♡شما علکی خودتونو جر ندین..🖕 با...

مگع داریم ع این خوشمزههه تر😻 😻 😻 ❤ ❤

وقتی میاین ایران ولی تحر.یک میشه...نگاهم و به جاده دادم ‌ چن...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

LESSON

پارت ۹ 🖤جیمین تا آخر مسیر چیزی نگفت. فقط گاهی از آینه به جون...

P²²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶³تهیونگ با ناباوری به همه نگاه کرد.تهیون...

#سناریو براتون سناریو گذاشتم دوست دارید بگید بیشتر بزارم ☆وق...

P⁷نگاهش کردم و گفتم: «تهیونگ، می‌خوایم بریم سر سفره‌ی ایرانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط