{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید مرا ببخشی دیگر نمیتوانم

‍ باید مرا ببخشی ، دیگر نمیتوانم
پای درخت عشق بی حاصلت بمانم
باید مرا ببخشی این اشتباه من بود
بعد از نگاه اول گفتم عزیزِ جانم
باید مرا و جان رو یکدم رها بسازی
شاید نمی بُرد دل اما بریده جانم
از اتفاق چشمت تا انقلاب این دل
از اشتباه قلبم در درد امتحانم
اما چه کور و کر بود در سینه ام دل من
نشنیده می گرفتت دلداده ی جوانم
وقت است دل بریدن میخواستم نمانم
باید مرا ببخشی هرگز نمیتوانم
دیدگاه ها (۱۰)

‍ غمگین ترین شعرم که پایانی نداردفصلی که در خود مانده بارانی...

رفتی و با رفتنت اما پریشانم هنوز مثل مرغ بی پرو بالم که حیرا...

بیا  امشب  به  بالینم  که  سر سوی سفر دارمشکسته   قامتم  از ...

لَب تَر بِکنُی ، جهان به پایَت ریزَمبَس  دانه ی  گوهَری   تَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط