یه گنجشک کوچولو ازپشت شیشه به گنجشکی که تو اتاق بود، گفت:
یه گنجشک کوچولو ازپشت شیشه به گنجشکی که تو اتاق بود، گفت: من همیشه باهات میمونم، وگنجشک توی اتاق فقط نگاش کرد، گنجشک کوچولو گفت: من واقعا عاشقتم، اما گنجشک توی اتاق بازهم نگاش کرد، امروز دیدم گنجشک کوچولو پشت شیشه ی اتاقم یخ زده! اون هیچوقت نفهمید گنجشک توی اتاقم چوبی بود... این حکایت بعضی از ماهاست..، خودمونو نابود میکنیم واسه آدمای چوبی.، کسایی که نه میبیننمون و نه صدامونو میشنون...
- ۳.۳k
- ۰۱ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط