{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو لبخندی به لب داری و من بی تاب و تب دارم

تو لبخندی به لب داری و من بی تاب و تب دارم
پدر شک کرده و مادر،قسم می خورد بیمارم

دلم زخمی و چشمانم پر از ابر و پر از باران
ولی من مرد و مردانه،به فکر حفظ اسرارم

قسم خوردم که بعد از تو فراموشت کنم اما
چه باید کرد وقتی من،هنوز از عشق سرشارم

دلم می خواست بگریزم از این اوضاع طوفانی
نمی یابم در این خانه،پناهی غیر اشعارم

قلم دردست می گیرم،تو را خط می زنم در دل
که بنویسم برای تو: برو من از تو بیزارم...

تمام کاغذ شعرم ولی پر شد از این مصرع:
(اگرچه با دلم سردی،ولی من دوستت دارم)
دیدگاه ها (۹)

اگر سهراب سپهری در زمان ما دانشجوبود.....*اهل دانشگاهمرشته ا...

نهار خوران گلستان ...خدابیش هر جای دنیا بگردی پاییز به این ق...

زن ساخته شده واسه ناز کردنحسادت کردن غر زدن لج کردن گیردادند...

وقتی یه دختر عکس خودشو رو پروفایلش نمیزاره چهار تا دلیل داره...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

«نفرت و عشق».  پارت سوم🚬 [از زبان پریسا]ماشین جلوی یه ساختمو...

نشان سوخته.

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش سوم_سوروس_وای...او با دست خودش برای کف کلب...

عاشقانه های شبنم

پروانه جان

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

در سایه ی گذشته🌑(درخواستی از یک گل زیبا🌸)# قسمت اول: «اولین ...

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط