{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پائیز است...

پائیز است...
باران که می بارد ترجیح می دهم
برای خودم
در فنجانم چای بریزم،
پشت پنجره ی باران زده بنشینم
و به جای
مرور تلخی های زندگی ام
به "خدایی" بیاندیشم
که آرامشم را از حضورش
در قلبم
و هر لحظه ی زندگی ام. دارم..
به خدایی که هوای هر نفسم را دارد..
دیدگاه ها (۱)

🖤 𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌«تو را دوست دارم...»نه شبیه باران،که آرام می‌بارد و...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p33درست جلوی همون دیواری که نینا پشتش پنه...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط