پارت تا تو پیج قبلیمه

پارت ۱ تا ۱۵ تو پیج قبلیمه
قلب تپنده پارت ۱۶
از زبان ات
کوک اومد نزدیکم و از کم/رم سف/ت گرفت و احساس کردم دوباره میخواد ببو//ستم برای همین صورتم رو گرفتم اونور
+هنوز قهری کوچولو
-...
+خب من فقط اومدم چون یه سورپرایز داشتم
-حالا سوپرایزت چی هست؟
-کوک یه بِشکَن زد و دوتا خدمتکار که دستشون یه عالمه وسایل آرایشی بود اومدن تو و دوتا خدمتکار دیگه که دستشون فقط یه لباس بود، وقتی لباس رو دیدم خیلی ذوق کردم خیلییی خوشگلللللل بودددد(عکسشو گذاشتم) برای همین پریدم بغل کوک
+آرومتر خوشملم
-ملسی این لباس خیلی قشنگه دقیقا همونجوریع که میخواستم
+خب نمیخای ازم تشکر کنی
-تشکر آقای جئون جونگکوک
+منظورم اینطوری نبود...بو//س بده بهم
-باش
-خیلی سریع بوسی///دمش و از بغل/ش اومدم پایین
-پس این لباس رو قراره شب بپوشم واسه مهمونی
+آره بیبی دوست داشتنی من
+من فعلا باید برم یکم کارم زیاده تو هم حاضر شو
-باش پس شب میبینمت
+میبینمت
پرش زمانی به شب
از زبان کوک
بلاخره کارام تموم شد و رفتم پایین جیمین رو دوباره تو آشپزخونه دیدم رفتم دیدم دوباره داشت کیک میپخت از حق نگذریم کیک هاش خیلی خوشمزست
+چه خبر جیمیناااا
×هیچ خبری نیست دارم کیک درست میکنم کوری
یه توت فرنگی میخواستم وردارم که مچ دستم رو گرفت و گف
×دست نزن کیکم رو خراب میکنی
+وایسا ببینم...تو الان دست کثیفتو زدی به کُتَم
+دیدم انگشت اشارش رو سمتم گرفت و گف
×تو الان به دست من گفتی کثیف
+بهت ۳ ثانیه وقت میدم بعد اون انگشتتو میکَنم...پس بکش اون انگشت کوفتیتو
×خیلی خب باشه گمشو برو کتت رو عوض کن
+نمیگفتی هم انجام میدادم..تو خودت حاضر نمیشی
×میشم لازم نکرده بهم یاد آوری کنی دادا
از زبان ات
بعد از اینکه کوک رفت منم رفتم و به دوش ۳۰ مینی گرفتم و بعدش اون دوتا خدمتکار که واسه آرایش اومده بودن آرایشم کردن. و بعد لباسم رو پوشیدم از نظر خودم که خیلی خوشگل شده بودم(اعتماد به سقف رو از ات یاد بگیرید)
رفتم پایین که صدای جیمین و کوک رو شنیدم رفتم پایین و گفتم
-آرومتر بچه ها
+اومایگاد..
×چقده جذاب شدی ات، رو نکرده بودی
+هوی
-ممنونم ولی جذابیتم به پای کوک نمیرسه(خوبه خودت میدونی)
+من کُتَم به لطف جیمین به فنا رفت
-🤣🤣باشه سریع برو عوضش کن
×منم باید برم لباس عوض کنم
-راستی ته کو؟
×اون از الان تو جشنه
-اوکی
-کوک و جیمین رفتن حاضر شن و بعد از ۱۵ مین اومدن پایین وایییی کوک جذابممم خیلی جذاب شده بود
-چه خوش شانسم که با دوتا آقای جنتلمن دارم
×قربونت آجی
+خب گلم بریم؟
-بریم
پرش زمانی به جشن
وارد جشن شدیم و من اونجا جین رو دیدمممم خیلی گوگولی و ناز شده بود رفتم پیشش بعد یکم حرف زدن باهاش بهم گف
=افتخار می‌دین باهم برقصیم بانو
+نخیر بهت اجازه نمیدم
=من از ات خواستم
+ات مال منه
=اگه بگم مال منه چی
+اونوقت میزنم در و داغونت میکنم...
...ادامه دارد...

#فیک
#جونگکوک
دیدگاه ها (۰)

ددی تر از جئون جونگکوک؟!؟🖤💜🤨

قلب تپنده پارت ۱۷از زبان ات -جین و کوک داشت دعواشون بالا می‌...

ویدیو از تهیونگ...

پارت ۵ فرشته کوچولو ویو ات ساعت ۷ شب بود که کوک بهم گفت برم ...

هرزه ی حکومتی پارت ۱۱ ویو کوک کارام و کردم و رفتم تو اتاق ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط