.𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸
.𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸
من°تو°و°یک°نه
.🪄
.🔮
.🪄
پارت۲۱:
توی راهرو، جونگوک یه شوخی بیضرر با آت کرد: «آت، دیشب جیمین تا صبح راجع به تو حرف زد!»
آت خندید، ولی جیمین که از پشت سر اومد، با عصبانیت گفت:
· «جونگوک! بسه دیگه!»
جونگوک با تعجب گفت: «جیمین، شوخی بود!»
جیمین با لحن جدی گفت: «نه، شوخی نیست. اگه یه بار دیگه بهش اذیت کنی، خودم میندازمت بیرون.»
جونگوک ساکت شد. آت به جیمین نگاه کرد و گفت:
· «جیمین، تو که همیشه اذیتم میکردی، حالا چرا دفاع میکنی؟»
جیمین به چشماش نگاه کرد و با صدای آرومی گفت:
· «چون دیگه اون آدم قبلی نیستم. تو عوضش کردی منو، آت. ولی هنوز نمیفهمم چرا.»
من°تو°و°یک°نه
.🪄
.🔮
.🪄
پارت۲۱:
توی راهرو، جونگوک یه شوخی بیضرر با آت کرد: «آت، دیشب جیمین تا صبح راجع به تو حرف زد!»
آت خندید، ولی جیمین که از پشت سر اومد، با عصبانیت گفت:
· «جونگوک! بسه دیگه!»
جونگوک با تعجب گفت: «جیمین، شوخی بود!»
جیمین با لحن جدی گفت: «نه، شوخی نیست. اگه یه بار دیگه بهش اذیت کنی، خودم میندازمت بیرون.»
جونگوک ساکت شد. آت به جیمین نگاه کرد و گفت:
· «جیمین، تو که همیشه اذیتم میکردی، حالا چرا دفاع میکنی؟»
جیمین به چشماش نگاه کرد و با صدای آرومی گفت:
· «چون دیگه اون آدم قبلی نیستم. تو عوضش کردی منو، آت. ولی هنوز نمیفهمم چرا.»
- ۶۷
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط