{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرایشگر گفت:

آرایشگر گفت:

بفرما شادوماد

راضی هستی؟

جوان با نوعی حسرت و دلخوری

نگاهی به آینه کرد و گفت:

خوبه دستت درد نکنه ولی!

آه بلندی کشید و گفت:

حالا همشو از ته بزن

خواستم ببینم اگه امشب به جای اون من دوماد میشدم چه شکلی میشدم...
دیدگاه ها (۹)

خـــــــــــــــدا جــــــونــمـ ؟؟؟⇑. . .دله بندتــــــ گــ...

ﺑﻌﺪ ﻣﺮﮔﻢ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮﻡ ؛ ﻧﻪ ﻧﺎﻡ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ، ﻧﻪ ﻧﺸﺎﻧﯽ !ﻓﻘﻂ ﺑﻨ...

امشــــــب در تـــــــــنـــهایی ام میــــــــشکنــــم ...

خــــــــــدایـــــــاایــن ســَــرنــوشــتــی کـه بـرایـ...

three hearts, one love

which onepart 9ک. کجاحول کردم و استرس گرفتم نمیدونستم باید ج...

نام: قرارداد نفرتPart:³⁵صبح، ا/ت روی مبل نشسته بود و مشغول گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط