{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرم است هر دو روی این بالش

گرم است هر دو روی این بالش
دومین شمع رو به زوال است
در گوش من فریاد بی پایانِ
کلاغ های سیاه،
تمام شب چشمهای باز بی خواب

و حالا دیگر بسیار دیر است
برای حتا به خواب فکر کردن
و مرا تابِ سپیدی این پرده نیست
صبح بخیر...
دیدگاه ها (۲)

نور عشق آمده در باور تار من و تودست تقدیر شده همدم و یار من ...

خیره در ساعتِ دیوار، دلم می‌گیردبی تو هر ثانیه یک بار، دلم م...

محبت مناسبت نمیخواهد...❣ و این بهانه ی خوبیست برای❣ ابراز د...

سفید و سیاه🤍🖤پارت یازدهم⚡️# قسمت ۱۱: «صبح بعد از اعتراف» 🤍🖤*...

«دختر کوچولوی من» پارت 8

«سوگند عشق»³:partصبح، آرامتر از همیشه از راه رسید. نور طلایی...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

ادامه پارت ۲۵

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p48دستش روی دستگیره موند.«ممکنه دفعه‌ی بع...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط