{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کعبه ام بر لب آب

کعبه ام بر لب آب
کعبه ام زیر اقاقی هاست
کعبه ام مثل نسیم
میرود باغ به باغ
میرود شهر به شهر
حجرالاسود من روشنی باغچه است.


سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۲)

مولانای_جاناز ملک جهان و عیش عالممن عشق تو اختیار دیدمخود مل...

نقطه عشق دلگوشه نشینان خون کردحافظ

خاموش که سرمستم بربست کسی دستماندیشه پریشان شـد...

دیگران فردوس می خواهند و ما دیدار یارهمت عالی ما را جستجوئی ...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

قایقی خواهم ساخت ..

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p72باغ زیر نور ماه، حال و هوای عجیبی داش...

دفترچه خاطرات لی نونومثل اینکـه از اول خلقـت سرنوشـت من ایـن...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

پرسه در جنگل... عصر...نسیم خنکی میان درخت‌های باغ می‌وزید.ات...

ᴘᴀʀᴛ ۷ | دوباره اومدی؟دو روز بعد...آرا طبق معمول داشت باغچه ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

فصل دومپارت چهارم | تابستانی که همه‌چیز را تغییر دادسه هفته ...

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط