{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part.20.
جونگ کوک بی هوش شد
سه جو گفت..با این دوتا مست چیکار کنیم ..
+..از تهیونگ بپرس هتلشون کجاست ..
سه هو ..جواب نمی ده مسته ببریمشون همه تا سر حال بشن..چاره ای نداشتیم کشون کشون بردیمشون
وقتی رسیدیم فقط پرتش کردم رو مبل و نشستم رو اون یکی مبل سه جو هم تهیونگو رو اون یکی مبل گذاشت رو مبل خوابم برد
& چشامو که باز کردم نمی دونستم کجای که جلوم کسی که پنج سالشه آرزویی دیدنشو دارم دیدم همه چی یادم اومد سرش خورد به مبل بیدار شد
+..چه عجب آقا بیدار شدن..
* می خواستم بغلش کنم بگم دلم برات تنگ شده ولی اگه این دفعه اشتباه می کردم فقت من نیستم که آسیب میبینه جونگ یونم آسیب می بینه .
-.. چرا بهم نگفتی..
+.. نمی خواهم بگم تو از من نمی‌توانستی محافظت کنی میخوای از جونگ یون محافظت کنی..
-..من می تونستم تو نمی خواستی الان این چیزی نیست که تنهایی تصمیم بگیری..
+.. باشه من به سه تا از سوالات جواب میدم توهم به سوال های من جواب بده ..
-.. بپرس..
+..چرا آمریکایی؟؟..
-.. بخاطر کار تا مدتی اینجا هستیم .
کی حامله شدی؟؟..
+.. ده ساعت بعد رفتنت.
تا الان کجا بودی؟؟..
-..لندن بودم.
بعدش با کسی رابطه داشتی؟؟..
دیدگاه ها (۰)

part.21.+.. هه نوچ.چرا جواب تماسامو نمی دادی ؟؟..-.. وقت ندا...

part.22.جونگ کوک گفت .. چیکارت کردم خودت بودی که گفتی برم ....

part.19.که به بچه ها گفته بودن که بابا هاشون کین و چرا نمی ت...

part.18.جونگ کوک و تهیونگ وقتی دلشون می گیره میرم باشگاه بکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط