{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقمافیایمن

#عشق_مافیای_من
پارت۸
تماشاچیا هلهله میکردن و لایت استیک هاشون رو تکون میدادن
خسته بود پاهام داشت سست میشد بخاطر همین نشستم کنار استیچ و پاهامو اویزون کردم و با فنا حرف زدم
بعضی از سوالاشون رو جواب دادم که یکی پرسید
طرفدار: تو دوست پسر داری؟
قرمز شدم دازای از پشت صحنه نیشخندی زد*
ن نه ندارم
طرفدار: دازای اوسامو خیلی بهت میادد
چیییییییییی
فردا صبح*
اینستا و تیتاک پر شده از من و دازای خسته شدم اینقدر منو با این لنگ دراز شیپ میکنن
اخه اون چی داره؟...... اوم قد؟ نه قیافه؟ اصلااااا لخبندش؟ آ م آره
دازای در زد*
: ستاره خانوم میتونم بیام داخل؟
بیا
دازای: چوکی زانو زد*میشه نامزدم بشی؟
قرمز شده بودم نمیدونستم چی بگم لکنت گرفته بودم*
دازای من..... مطمئن نیستمـ
که دازای لب☆اشو گذاشت رو لب☆ام*
خماریییییی
پارت بعدی۵لایک
دیدگاه ها (۰)

گوجو💘💁🏻‍♀️ سوال پست:رنگ چشمات؟ اصکی: ترخداااا اجازه بگیرررر💢...

دازای💘💁🏻‍♀️ سوال پست:رنگ موهات؟ اصکی: ترخداااا اجازه بگیرررر...

اسلاید ۱:دنس چوکیاسلاید ۲:لباسش اسلاید۳:کفششموهاشم بازه چون ...

#عشق_مافیای_منپارت۷چویا: دازای..... دازای بس کن..... اینقدر ...

#عشق_مافیای_من پارت۱۱توی ذهنم هی بهش فکر میکردم اخه.... اخه ...

#عشق_مافیای_من پارت۱۴☆بزار یکم بخوابم ترخدا دازای: بلند شو پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط