#عشق.واقعی.من

#عشق.واقعی.من
#پارت16
برگشتم اروم بغلش کردم سرشو اورد بالا اروم داشت نگام میکرد ک چشم ب لبش خورد چقد پر رنگ
با اخم گفتم خیلی پر رنگ پاکش کن بد ب لبش اشارع کردم
گفت وا نیس طاها اتفاقن کمرنگع
با صدایی ک عصبانیت توش موج میزد گفتم لجبازی نکن رها پاکش کن من متنفرم از ارایش غلظ
با لجبازی گفتم نمخام نمیکنم
با حرص دستشو گرفتم محکم کوبوندمش ب دیوار یع اخ اروم گفت ک لبامو با قدرت گذاشتم رو لباش خشن شرو کردم ب بوسیدنش انقد عصبی و خشن لباشو میخوردم ک شوری خون لب رها رو حس میکردم نمیدونم چقد گذشت ک ازش جدا شدم با چشای پر داشت نگام میکرد کنار لبش و رو لبش کلن خون بود دستشو محکم کشیدم سمت توالت اب و باز کردم خونع لباشو شوستم بد رژ رو لب خودمو شستم دوبارع دستشو گرفتم رفتیم بیرون بچ ها همه امادع بودن
شکیب گفت چیزی شدع طاها؟چرا عصبی؟
با صدایی ک از عصبی بودن بیش از حد دور رگع شدع بود گفتم چیزی نیس بریم
ک مبین اومد سمتمون فک رها رو گرفت سرشو اورد بالا
جدی و عصبی ازم پرسید چرا زدیش ها
برگشتم سمت رها اوه اوه چقد کبودع لبش اروم دستمو گذاشتم رو لبش ک خون اروم از بغل لبش ریخت پایین...
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

تک پارتی از جونگکوک.

Love you پارت نهم«هرموقع کنار علامت اسمشون نقط گزاشتم یعنی ...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت"پارت "42" "ویو پارک آنجلینا (گ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁰ویو: اتدکتر سریع خودش رو به تخت ...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part2+کاشکی کلا امروز نیاد واقعا حوص...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

رمان اسیر خان پارت دهم 1۰

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 225♡⁠。⁠)⁩دستش ر...

وقتی میرین مهمونی ولی ...دیدم میا چشمک زد و حواس ته رو پرت ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط