{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با ساعت دلم

با ساعت دلم
وقت دقیق آمدن تُوست
من ایستاده ام
مانند تک درخت سر کوچه
با شاخه هایی از آغوش
با برگ های از بوسه
با ساعت غرورم اما
من ایستاده ام
با شاخه هایی از تابستان
با برگ هایی از پاییز
هنگام شعله ور شدن من
هنگام شعله ور شدن تُوست
ها . . . چشم ها را می بندم
ها . . . گوش ها را می گیرم
با ساعت مشامم
اینک
وقت عبور عطر تن تُوست
دیدگاه ها (۳)

دوست دارم در شب دیدارِ ماه با تو بنشینم لبالب ، گاه گاهدوست ...

به نگاهی که مرا عاشق خود کرده, قسم بایدامشب به غزلهای نگاهت ...

برف باریده بر این جاده و جایت خالیستدست در دست من اما رد پای...

خنده باید زد به ریش روزگارورنه دیر یا زود پیرت می کندسنگ اگر...

# سایه محافظ## پارت اول ### دختر کوچولوی جنگل توی دلِ یک جن...

پارت۵ویو نارومی+رسیدیمدازای از ماشین بیرون می‌پرد و خودش را ...

# سایه محافظ## پارت ششم### عبور از درختزینب چند قدم به سمتِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط