{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به نگاهی که مرا عاشق خود کرده, قسم

به نگاهی که مرا عاشق خود کرده, قسم
بایدامشب به غزلهای نگاهت برسم

کاش آن لحظه که در حسرت باران بودم
ابری از کوی تو می آمد و می شد نفسم

«ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری »
چه کسی گفت که من اهل هوا و هوسم

مثل این قافله ی عمر به سر آمده،کاش
باخبر می شدی از ناله ی بانگ جرس
تا که آزادیم آوازه ی این شهر شود
کاشکی گوشه ای از قلب تو میشد قفسم
می روم سربه بیابان بگذارم بی تو
به نگاهی که مرا عاشق خود کرده,قسم
لمس دستان توراچشم ترم کم دارد
دلم عمریست که بی روی تو ماتم دارد
دیدگاه ها (۳)

در خیالم با منی ، اما تو یار دیگریفصل سرد حال من ، اما بهار ...

ﺩﯾﺸﺐ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﺗﻮ ﺩﯾﺪﮤ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﺏ ﻧﺪﺍﺷﺖﻃﺎﻗﺖ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺑﯽ ﺗ...

دوست دارم در شب دیدارِ ماه با تو بنشینم لبالب ، گاه گاهدوست ...

با ساعت دلموقت دقیق آمدن تُوستمن ایستاده اممانند تک درخت سر ...

همیشه می‌گفت که رفتن ها را باید از زبان انداخت، می‌گفت که حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط