{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز با دوستم مینا صبح زود رفتیم حرم.جاتون خالی بود ...ه

امروز با دوستم مینا صبح زود رفتیم حرم.جاتون خالی بود ...هوای خنک...زائرای حیرون...سقاخونه شلوغ....بوی غذا از مهمونخونه.....بچه کوچولو ها با چادر گل گلی....
جاتون خالی
دیدگاه ها (۱۱)

خخخخخ

هیچ وقت با دوتا انگشت شاه توت نخورینوگرنه این اتفاقی ک برا م...

از اشعار سپید خودمسال۹۲

yekparande.blogfa.com ...

پارت 7................

گل خونی پارت  38- چرا من  من بگم تو چرا قبول کردیتهیونگ و شو...

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

🧁 پارت ششم | جشنی که هیچ‌کس فراموش نکردیک هفته بعد...امروز، ...

🧁 پارت نوزدهم | اولین قرار عاشقانهصبح روز بعد...لیانا با لبخ...

🧁 پارت چهاردهم | اعترافی که در دل ماندبعد از آن روز شلوغ، چن...

رومان روز برفی (پارت9)از زبان ات تھیونگ مارو صدا کرد کہ بریم...

پارت بیست و دوم"ویو نیلسو"*از ویلا رفتیم بیرون و یکم قدم زدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط