{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با پسرخالم تو اتاق بودم،داشتیم کادوی روزپدرو کادو میکردیم

با پسرخالم تو اتاق بودم،داشتیم کادوی روزپدرو کادو میکردیم.. بابام در زد، تا اومد درو باز کنه 0_o
مثه عنکبوت چسبیدم به در گفتم نیاااااا نیاااااااا دارم لباس میپوشم :|||
هیچی دیگه، الان از خونه بخت پست میزارم :/
هول شدم،هول.. میفهمی؟؟؟؟؟ الکی الکی شوهر کردم
دیدگاه ها (۱)

[•] عمارت عشق [•] part: 11گریه میکرد و به خودش فحش میداد. نه...

تک پارتی ( دخترا لطفاً وقتی کاما ( ، ) میزارم کمی مکث کنید ...

Novel panleo ♡ #part⁶² ♡『 leoreza 』آدمای زیادی رو از طبقه ی ...

KIM V

با پسرخالم تو اتاق بودم،داشتیم کادوی تولد بابامو کادو میکردی...

با پسرخالم تو اتاق بودم، داشتیم کادوی روز پدرو کادو میکردیم....

با پسرخالم تو اتاق بودم،داشتیم هدیه روزپدرو کادومیکردیم.بابا...

با پسر خالم تو اتاق بودم داشتیم کادوی تولد بابامو کادو میکرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط