{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق به سبک دختر مافیا

عشق به سبک دختر مافیا
پارت ۱۳
×خیلی وقته که منتظر پیام و تماسی از یانگم ولی هیچی به هیچی اصن به من چه من که واقعا مشوقعش نیستم ولی شایدم باشم نه اصن نباید به این چیزا فک کنم من فقط یه جاسوسم
(بیمارستان)
~من هیجا نمی‌رم
™ از جام بلند شدم و وسایلامو برداشتم و جونگ رو بغل کردمو باهاش خدافظی کردم نگاهی پر از تنفر به پدرم انداختم که سمتم اومد و سیلی نصارم کرد
~دختره بی چشم و و برای پدرت چشم قره میری
™بدون توجه به پدرم سریع زدم بیرونو وارد ماشینم شدم همون‌طور که رانندگی میکردم به یوری زنگ زدم
×سلام مامی حالت خوبه؟؟
™بیب وسایلاتو جمع کن دارم میام دنبالت
×چشم
™در خونه یوری وایسادم که سوار شد
×سلاممممم چطول مطولییی
™لبخند سردی زدم ممنون خوبم تو خوبی
×آلهههه عالیم
™خوشحالم که خوبی، به خونه رسیدیم از ماشین پیاده شدیمو وارد خونه شدیم، یوری بیا کارت دارم
×جونمممم
™یوری من می‌دونم تو از خانواده کیم هستی ولی من از ته قلبم دوستت دارم
×اوممم ولی من می‌خوام رقیبمو زمین بزنم
™مشکلی ندارم ترجیح میدم از تو ضربه بخورم تا پدرم
×خب راستش منم دوسش دارم ولی نباید نشون میدادم، راست میگی عاشقمی
™اوهوم
×پس نامزدت چیه
™من اونو دوسش ندارم
×اومم خب راستش منم دوست دارم
دیدگاه ها (۱۷)

عشق به سبک دختر مافیا پارت ۱۴×من واقعا دوسش دارم و تصمیم گرف...

عشق به سبک دختر مافیا پارت ۱۱ ^بیبی خیلی جیگری™دو بار پلک زد...

عشق به سبک دختر مافیا پارت ۱۲ ~یانگ™لبخند فیکی زدم،رییس نیاز...

آینه جادویی

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆ویو لونابا پدرم و تهیونگ و مادرم س...

A love that begins with jealousy ✨part7:ویو ا-ت: بعد از کمپا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط