پارت ۳
پارت ۳
ساعت ۱۱ و ۴۹ دقیقه_جونگکوک:
به محض زمین خوردنم بر خلاف چیزی که فکر میکردم اقای کیم اومد و منو بلند کرد و ازم پرسید:
تهیونگ:حال خوبه جونگکوک؟
سوالش رو بی جواب گزاشتم و هینی از سر شدت کثیفی کتش کشیدم و با من من گفتم:
جونگکوک:ب-ببخشید اقای کیم،کت-کتتون!
تهیونگ سرش رو به چپ و راست تکون داد و گفت:
تهیونگ:کتم مهم نیست تو حالت خوبه.دیدم پات پیچ خورد،درد میکنه؟
جونگکوک با صدایی اروم و مظلوم گفت:
جونگکوک:ا-اره خوبم،ولی اخه کتتون،بدینش به من،من تمیزش میکنم فردا شب که اومدید بهتون میدمش
و تهیونگ فقط برای اینکه دل اون پسر کوچولو رو نشکنه باشه ای گفت و کت رو داد و دوباره قهوه ای سفارش داد و بعد از خوردن رفت و جونگکوک نفهمید که تهیونگ اون رو با اسم صدا زد.
ساعت ۱۱ و ۴۹ دقیقه_جونگکوک:
به محض زمین خوردنم بر خلاف چیزی که فکر میکردم اقای کیم اومد و منو بلند کرد و ازم پرسید:
تهیونگ:حال خوبه جونگکوک؟
سوالش رو بی جواب گزاشتم و هینی از سر شدت کثیفی کتش کشیدم و با من من گفتم:
جونگکوک:ب-ببخشید اقای کیم،کت-کتتون!
تهیونگ سرش رو به چپ و راست تکون داد و گفت:
تهیونگ:کتم مهم نیست تو حالت خوبه.دیدم پات پیچ خورد،درد میکنه؟
جونگکوک با صدایی اروم و مظلوم گفت:
جونگکوک:ا-اره خوبم،ولی اخه کتتون،بدینش به من،من تمیزش میکنم فردا شب که اومدید بهتون میدمش
و تهیونگ فقط برای اینکه دل اون پسر کوچولو رو نشکنه باشه ای گفت و کت رو داد و دوباره قهوه ای سفارش داد و بعد از خوردن رفت و جونگکوک نفهمید که تهیونگ اون رو با اسم صدا زد.
- ۲۳۲
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط