I fell in love with someone P
"I fell in love with someone'' (P115)
CHAPTER : 2
تهیونگ : *جیغغغغغغغغغغغغغ*
سریع از اتاق خارج شدم...این مگه لخت میخوابه؟ چرا هیچی نپوشیدههههه (دوستان فقط شلوارک پاش بود نگران نباشید)
تهیونگ" سریع لباسام پوشیدم از اتاق خارج شدم...ا.ت روبه روم دیدم...
تهیونگ : عااا ا.ت بخاطره اون چیز چند دقیقه پیش معذرت میخوام
ا.ت : مهم نیس
تهیونگ : واسه چی اومدی پشت در اتاقم؟ چیز خواستی؟*یهو چشمش به جعبه کادویه کوچیک تو دست ا.ت افتاد*
ا.ت : عا چیزه این...
تهیونگ : ........
ا.ت : میشه این هدیه رو برای جونگکوک بفرستی.
تهیونگ : این هدیه برای جونگکوک؟
ا.ت : اوهوم
تهیونگ لبخندی زد و گفت : پس این همون music CD هست...باشه به بادیگارد ها میگم بفرستنش.
ا.ت : خیلی ممنون تهیونگااااااا*تهیونگ بغل کرد* بعدا میبینمت.
تهیونگ : باشه منم بعدا میبینمت.
شب ویو :
از زبان جونگکوک :
" : ارباب وسایل هاتون با چمدون هاتون آماده کردیم ۲۰ دقیقه دیگه پرواز شروع میشه
جونگکوک : باشه
". : فقط یه هدیه ای دارید
جونگکوک : هدیه؟
" : بله
هدیه رو از دستش گرفتم گفتم...«تو برو فعلا»
" : چشم
وقتی خارج شد...کادو رو باز کردم...همراه با همون music CD با یه نامه ی قلب.
این music CD همونی بود که به ا.ت گفتم این آهنگ مورد علاقه منه. CD رو گذاشتم و آهنگ پخش شد....نامه رو اوردم بیرون و شروع به خواندن کردم....
ـ«چاگیا، خیلی دلم واست تنگ شده...امیدوارم به زودی برگردی پیشم...و...همینطور پیش کوچولومون...میدونی ما همین امروز رسیدیم ججو و همینطور تهیونگ خیلی مراقبمه حتی پیشم از جا نمیخوره...تو خرید music CD مورد علاقت یهویی پیدا کردم با خودم فک میکردم اگه اینو برات بفرستم خیلی عالی میشه امیدوارم از هدیت خوشت بیاد که معلومه خوشت میاد...دوست دارم(: »-
-ات-
اشکم کم کم داشت جاری میشد...من دارم با فرشته کوچولوم چیکار میکنم *بغض*
" : ارباب پرواز....چیز...ه
جونگکوک : برو بیرون *داد*
" : ..........
جونگکوک : به چی زل زدی برو بیرون دیگه *عربده*
" : چشم الان میرم عذر میخوام*خم شد*
اشکام پاک کردم و از جام بلند شدم music CD رو اوردم و نامه رو داخل کیفم گذاشتم و رفتم بیرون....
2 ماه بعد :
۲ ماه از نبود جونگکوک گذشت....و ما الان داخل هواپیما بودیم تا برگردیم...جونگکوک قول داده بود که زود برگرده....ولی کی فکرش میکرد رفته خارج حتی جواب تماسام نمیده نه خودش بهم زنگ میزنه. ولی تهیونگ از کجا فهمیده جونگکوک رفته خارج؟
ادامش تو کامنت ها هست
CHAPTER : 2
تهیونگ : *جیغغغغغغغغغغغغغ*
سریع از اتاق خارج شدم...این مگه لخت میخوابه؟ چرا هیچی نپوشیدههههه (دوستان فقط شلوارک پاش بود نگران نباشید)
تهیونگ" سریع لباسام پوشیدم از اتاق خارج شدم...ا.ت روبه روم دیدم...
تهیونگ : عااا ا.ت بخاطره اون چیز چند دقیقه پیش معذرت میخوام
ا.ت : مهم نیس
تهیونگ : واسه چی اومدی پشت در اتاقم؟ چیز خواستی؟*یهو چشمش به جعبه کادویه کوچیک تو دست ا.ت افتاد*
ا.ت : عا چیزه این...
تهیونگ : ........
ا.ت : میشه این هدیه رو برای جونگکوک بفرستی.
تهیونگ : این هدیه برای جونگکوک؟
ا.ت : اوهوم
تهیونگ لبخندی زد و گفت : پس این همون music CD هست...باشه به بادیگارد ها میگم بفرستنش.
ا.ت : خیلی ممنون تهیونگااااااا*تهیونگ بغل کرد* بعدا میبینمت.
تهیونگ : باشه منم بعدا میبینمت.
شب ویو :
از زبان جونگکوک :
" : ارباب وسایل هاتون با چمدون هاتون آماده کردیم ۲۰ دقیقه دیگه پرواز شروع میشه
جونگکوک : باشه
". : فقط یه هدیه ای دارید
جونگکوک : هدیه؟
" : بله
هدیه رو از دستش گرفتم گفتم...«تو برو فعلا»
" : چشم
وقتی خارج شد...کادو رو باز کردم...همراه با همون music CD با یه نامه ی قلب.
این music CD همونی بود که به ا.ت گفتم این آهنگ مورد علاقه منه. CD رو گذاشتم و آهنگ پخش شد....نامه رو اوردم بیرون و شروع به خواندن کردم....
ـ«چاگیا، خیلی دلم واست تنگ شده...امیدوارم به زودی برگردی پیشم...و...همینطور پیش کوچولومون...میدونی ما همین امروز رسیدیم ججو و همینطور تهیونگ خیلی مراقبمه حتی پیشم از جا نمیخوره...تو خرید music CD مورد علاقت یهویی پیدا کردم با خودم فک میکردم اگه اینو برات بفرستم خیلی عالی میشه امیدوارم از هدیت خوشت بیاد که معلومه خوشت میاد...دوست دارم(: »-
-ات-
اشکم کم کم داشت جاری میشد...من دارم با فرشته کوچولوم چیکار میکنم *بغض*
" : ارباب پرواز....چیز...ه
جونگکوک : برو بیرون *داد*
" : ..........
جونگکوک : به چی زل زدی برو بیرون دیگه *عربده*
" : چشم الان میرم عذر میخوام*خم شد*
اشکام پاک کردم و از جام بلند شدم music CD رو اوردم و نامه رو داخل کیفم گذاشتم و رفتم بیرون....
2 ماه بعد :
۲ ماه از نبود جونگکوک گذشت....و ما الان داخل هواپیما بودیم تا برگردیم...جونگکوک قول داده بود که زود برگرده....ولی کی فکرش میکرد رفته خارج حتی جواب تماسام نمیده نه خودش بهم زنگ میزنه. ولی تهیونگ از کجا فهمیده جونگکوک رفته خارج؟
ادامش تو کامنت ها هست
- ۲۲.۹k
- ۰۲ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط