{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حس وحشتناکیه....

حس وحشتناکیه....
وقتی ادم ی جایی تو زندگی دلش بخاد با تموم نیرویی ک براش مونده داد بزنه و اسم یکیو صدا کنه... ولی نه برای اینک جوابی بگیره... خودش میدونه فریادش بی جواب میمونه ولی فقط واسه اینک اون کلمه..آهنگ اون اسم لعنتی یادش بمونه... ی وقتایی ب زبون میارتش تا شاید حسرت دوباره صدا زدنش تو دلش نمونه...
ولی دل خوشی داری😏 وقتی داد زدی.. وقتی ی روز تو تنهایی خودت صداش کردی و جوابی نگرفتی... تازه عمق نبودنش و میفهمی... اون موقست ک دیگه نمیتونی درست جلوتو ببینی.....😑
دیدگاه ها (۱)

معمولی بودن!معمولی بودن در زندگی، میتواند سخت ترین وضعیت ممک...

چه رفته استکه امشب سحر نمیشود....

My lovely neighbor part : 47

برده عمارت جئون

Intertwined fate of two enemies-part 2

My lovely neighbor part : 44

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

آخرین اشتباهساعت ۸ شب بودا.ت شامو آماده کرده بود و منتظر جیم...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣5️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ چون احساس نداری...

نشان سوخته.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط