{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدایَش را شنیدم جان گرفتم

صدایَش را شنیدم جان گرفتم
ز کُفر افتادم و ایمان گرفتم !

چنان عطر کلامش تازه ام کرد
که گویی غُسل، در باران گرفتم !

غمین و خسته و سرگشته بودم
ولی با صُحبتش سامان گرفتم

ز نَجوایش درونم زیرورو شد
هرآنچه خواست قلبم، آن گرفتم

مرا حاجت از این خوشتر نباشد
که در اوجِ غم از یزدان گرفتم

عجب حال خوشی دارم من امشب
که جانِ تازه از جانان گرفتم ...!
حسین پناهی
دیدگاه ها (۱)

هیچکس را در زندگی مقصر ندان...از خوبان "خاطره" و از بدان "تج...

خدایـــــا بــه آدمـــهایِ زرنـــگِ قـــصه هـــا بـــــگو در...

ای رفیق : من زندگی را در عشق... عشق را در قلب... قلب را به خ...

صرفا برای تو ﻣﻬﺮﺑﺎﻧــــــﻢ !!! ﺑﻬﺎﻧـــــﻪ ﻫــــﺎﯼ ﮔـــــﺎﻩ ﻭ...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

صدايَش را شنيدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ايمان گرفتم ! چنان ...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

صدايَش را شنيدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ايمان گرفتم! چنان ع...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط