{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.... و عشـــــق

.... و عشـــــق
احساس یک  پرستوست ، در فصل بهار
آنگاه که اسیر است در قفس دستان تو 

     و به انتظار

                 که رهایش کنی

                           در هجوم حوادثی ناپیدا

.... و عشـــــق
احساس خوش رسیدن به آشیانه است
پس از گذران سالها
و من ، تمامی اینها را به قفس دستان تو

                        به فراموشی می سپارم
ومن کوچ را به قفس دستان تو می فروشم

                که اینجاست مقصد من

                      آنگاه که بینهایت را به من دادی

 می دانستم که عشق ،
سالهاست که در دستان تو زندانیست ....
دیدگاه ها (۱)

عاشقی دیدم که از معشوقه حسرت می خریدتکه تکه قلب را می داد و ...

تمام تو فدای من تمام من فدای تو چه عشق عادلانه ای برای من ب...

تشنه ام امشب، گر باز خیال لبِ تو خواب نفرستد و از راهِ سرابم...

امــروز کــه هستــیدلــم را و همــه ی احسـاسـم راچتـــر روزه...

حمید مصدق شعری با عنوان سیب سروده است, فروغ فرخزاد نیز با شع...

سالها پیش حمید مصدق  شعری را از زبان پسرکی با این مضمون گفته...

ای عزیز ترین مونس و ای ناز ترین همدمتورا در لحظه لحظه های عم...

سالها پیش حمید مصدق  شعری را از زبان پسرکی با این مضمون گفته...

✅انتشار نامه رهبر انقلاب اسلامی در شهر هامبورگ آلمان با خدا ...

شعر اول رو حمید مصدق گفته :#سیبتو به من خندیدی و نمی دانستیم...

چه زود فراموش شدم... چه زود فراموش شدم آن زمان که نگاهم از ن...

چه زود فراموش شدم... چه زود فراموش شدم آن زمان که نگاهم از ...

چه زود فراموش شدم... چه زود فراموش شدم آن زمان که نگاهم از ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط