{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی که: «چرا محو تماشای منی؟ آنچنان مات که یکدم مژه

گفته بودی که: «چرا محو تماشای منی؟ آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی!» مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی!♥
دیدگاه ها (۲)

روزتون پر از شادی

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

مهمونی پارت ۳۸

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۵: رقصِ تیغ‌هاصدایِ قلبم رو که توی...

می‌گفت:دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن بادکنک...

سناریو سانزو پارت اول بازم داشتی تو کوچه خیابونا دنبال کار م...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط