از وقتی کم طاقتیِ مردم را پشت چراغ قرمز دیدم
از وقتی کم طاقتیِ مردم را پشت چراغ قرمز دیدم
فهمیدم
میل به رفتن برای آدمها خیلی بیشتر از میل به ماندن است
از وقتی تمسخر به بینیِ بزرگ و مادر زادی و گوشهای برگشته
یا نمره ی عینک ته استکانی آن پسرک در سر کلاس را دیدم
فهمیدم
میل به داشتن صورتی و اندامی پلاستیکی و عمل کرده
خیلی بیشتر و بهتر از خوِ واقعی اما شاید زشت برای آدمهاست
از وقتی خواستار ماشین های لوکس و گران قیمت و مدرن را دیدم
فهمیدم
ذات آدمها دیگر به سمت مقصد نیست ، درگیر وسیله شده اند
از وقتی زن ها و مردهای متاهل را در جستجوی عشقی موازی دیدم
فهمیدم
ارضا در رختخواب و زیر پتو خیلی والاتر از ارضای روح شده است
از وقتی دخترک فال فروش و پسرک اسپندی را سر چهار راه ها دیدم
فهمیدم
حافظ دیگر فال هایش خوش نیست و اسپند دیگر بدی ها را دور نمیکند
از وقتی ...
از دنیای حقیقی فرار کردم مجازی شدم اما
از وقتی در دنیای مجازی علاقه به سایت ها و صفحه های پوچ را دیدم
از وقتی علاقه به جک و تمسخر و عکس های دختر و پسرها را دیدم
فهمیدم
میل به تصویر و میل به تصور و دیدن عشوه ها و شهوت های دیگران
خیلی مهم تر و با ارزش تر از خواندن دو خط نوشته ی پر مفهوم است
از وقتی بزرگ شدم و آدمهای بزرگ را دیدم
از وقتی عدالتشان و قضاوتشان را دیدم
از وقتی دوست داشتن هایشان را دیدم
از وقتی رفتار ها و معرفتیهایشان را دیدم
از وقتی ...
از وقتی بزرگ شدم
فهمیدم
آدمها فقط در کودکی دلی صاف و درونی معصوم دارند
بزرگ که بشوند یا گرگ میشوند و میدرند یا گوسفنی خورده شده اند
از وقتی فهمیدم
که کاش نمیفهمیدم ...
@nimapaydar
فهمیدم
میل به رفتن برای آدمها خیلی بیشتر از میل به ماندن است
از وقتی تمسخر به بینیِ بزرگ و مادر زادی و گوشهای برگشته
یا نمره ی عینک ته استکانی آن پسرک در سر کلاس را دیدم
فهمیدم
میل به داشتن صورتی و اندامی پلاستیکی و عمل کرده
خیلی بیشتر و بهتر از خوِ واقعی اما شاید زشت برای آدمهاست
از وقتی خواستار ماشین های لوکس و گران قیمت و مدرن را دیدم
فهمیدم
ذات آدمها دیگر به سمت مقصد نیست ، درگیر وسیله شده اند
از وقتی زن ها و مردهای متاهل را در جستجوی عشقی موازی دیدم
فهمیدم
ارضا در رختخواب و زیر پتو خیلی والاتر از ارضای روح شده است
از وقتی دخترک فال فروش و پسرک اسپندی را سر چهار راه ها دیدم
فهمیدم
حافظ دیگر فال هایش خوش نیست و اسپند دیگر بدی ها را دور نمیکند
از وقتی ...
از دنیای حقیقی فرار کردم مجازی شدم اما
از وقتی در دنیای مجازی علاقه به سایت ها و صفحه های پوچ را دیدم
از وقتی علاقه به جک و تمسخر و عکس های دختر و پسرها را دیدم
فهمیدم
میل به تصویر و میل به تصور و دیدن عشوه ها و شهوت های دیگران
خیلی مهم تر و با ارزش تر از خواندن دو خط نوشته ی پر مفهوم است
از وقتی بزرگ شدم و آدمهای بزرگ را دیدم
از وقتی عدالتشان و قضاوتشان را دیدم
از وقتی دوست داشتن هایشان را دیدم
از وقتی رفتار ها و معرفتیهایشان را دیدم
از وقتی ...
از وقتی بزرگ شدم
فهمیدم
آدمها فقط در کودکی دلی صاف و درونی معصوم دارند
بزرگ که بشوند یا گرگ میشوند و میدرند یا گوسفنی خورده شده اند
از وقتی فهمیدم
که کاش نمیفهمیدم ...
@nimapaydar
- ۲.۳k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط