{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من برگشتم فصل پارت

من برگشتم فصل ۲ (پارت۸)
تهیونگ از خواب پرید (تهیونگ داشته ماجرای عروسیش با ا.ت توی پارت قبل رو خواب میدیده)نگاهی به ا.ت که کنارش غرق خواب بود انداخت
& چی میشد اگه تو الان ماله من بودی دختر کله شق
دوروز بعد
تهیونگ ویو
سرکار بودم که یهو یورا بهم زنگ زد( یورا خواهر ا.ت هست)
& الو سلام یورا کاری داشتی
* الو سلام تهیونگ من ا.ت هستم (گریه)
& ا.ت تویی چرا داری گریه میکنی
* تهیونگ تورو خدا کمکم کن من هنوز عاشقتم
این حرفو که از ا.ت شنیدم قلبم تند تند شروع کرد به تپیدن
& چیشده خب
* تهیونگا م......مامان و بابام
& خب
* دارن به زور منو عروس میکنن من الان یواشکی دارم باهات صحبت میکنم یورا به دادم رسید و گوشیشو داد میخوان که من با یکی از وارث های شرکت خواندان لی ازدواج کنم تهیونگا من نمیخوام
& آدرسو زود بفرست واسم
* باشه
سریع از شرکت امدم بیرون و سوار ماشینم شدم و زود به سمت جایی که ا.ت آدرسشو فرستاد حرکت کردم
دیدگاه ها (۵۸)

من برگشتم فصل ۲ (پارت۹)ب تمام سرعتم رفتم تا رسیدم به اونجا ا...

من برگشتم فصل۲(پارت۱۰)(اخر)۵ سال بعدتهیونگ ویو * وای تهیونگا...

من برگشتم فصل ۲ (پارت۷)* تهیونگ شوخی نکن اصلا بامزه نیستی من...

من برگشتم فصل ۲(پارت۶)سریع رفتم به باری که یه بار ا.ت و جولی...

ᴘᴀʀᴛ 3ویو تهیونگتو این چند روز خیلی کتکش زدم. من دوسش دارم ا...

love Between the Tides⁵⁸تهیونگ تهیونگ: مینسو مینجو بیاید بری...

Love in the dark②⓪چند هفته بعدا/ت: وایی چانگمی لولی شما اونج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط