{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو از کوچه گذر کردم و. مهتاب نبود

بی تو از کوچه گذر کردم و. مهتاب نبود
عکسی از روی دلارای تو در آب نبود

یادم آن روز بیامد که در آن کوچه ی عشق
بخت بدبخت من آلوده ی این خواب نبود

کوچه ی گرم و صمیمی که تو در آن بودی
بی رخت گرم تر از آخر سرداب نبود

باد در خالی آن پنجره غوغا می کرد
کاشکی دست کمش پنجره بی تاب نبود

نارون اشک من آهسته تماشا می کرد
پیچک کوچه هم از دست تو شاداب نبود

چشمه کوچه که از مهر تو در جوشش بود
بی تو خشکید و دگر جز خود مرداب نبود

کوچه شعری به من انگار که الهام نکرد
در هوایش اثری از غزل ناب نبود
دیدگاه ها (۳)

ای ماه ترین دلخوشی روی زمینمبگذار که چشمان تو  را  سیر ببینم...

هیــــس بــــانودردت را براے خودت نگـــاه دارایـن روزهـــاتا...

به قدری دوستت دارم که قدرش را نمی دانمبه تن چون روح می مانی،...

من بغض باران در دل تنگ کویرماز ذهن تو دورم ولی امکان پذیرمرا...

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

پارت شش

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۶۰ | پایانچراغ‌ها دوباره روشن شدن...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

پارت ۲۰:

p : 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط