{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که دستِ همدیگه رو گرفته بودیم و بینِ یه عالمه آدم قد

وقتی که دستِ همدیگه رو گرفته بودیم و بینِ یه عالمه آدم قدم میزدیم...
از استخون و عضله ها و تک تکِ سلول هایِ خونیمون استفاده میکردیم که دستِ همدیگه رو وِل نکنیم این تنها چیزیِ که از عشق میدونم دیگه چه چیزی تو عشق وجود داره؟
بجز این حقیقت که نمیتونستم اون دستُ هرگز وِل کنم.
دیدگاه ها (۲)

#کپشن

#pain#P¹⁰⁶#Season²دستش رو به سمت کیسه ی قرص ها برد و یک آرام...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۱مسیر مخفی روی دیوار روشن شده بو...

یک هفته گذشت و حقیقت، بالاخره از پشت تمام این دروغ‌ها بیرون ...

P⁶سوآه با دست لرزان ویدیو را پخش کرد.تصویر چه‌یون روی صفحه ظ...

#بوسه_مرگ "پارت ۷۰"دقایقی بعد...آروم کنار مسیر سنگی باغ قدم ...

برادر ناتنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط