My lovely idol
✿My lovely idol✿
✯part:³
(🦊: یک هفته گذشت)
اون دختر بانمک تقریباً همیشه عجله داشت همیشه دیر میکرد و کلی کار میکرد ظاهرا مهربون و خوش اخلاق بود دلم میخواست باهاش آشنا بشم ولی من یه آیدل هستم نمیتونم الکی با کسی دوست بشم
هیونا:
درباره همسایه روبرویی کنجکاو بودم میخواستم ببینم واقعاً کی اونجا زندگی میکنه پس چی بهتر از یه کیک . تصمیم گرفتم یه کیک درست کنم و به بهونه کیک برم دم خونه اش به کیک شکلاتی بی نظیر درست کردم خوشگل کردم و سر و وضعم رو هم مرتبط کردم رفتم و آیفون زدم آیفون تصویری روشن شد لبخند زدم
هیونا: سلاااام ببخشید مزاحم شدم ولی اومدم تا این کیک رو بهتون بدم تازه وارد مرحله شدم و میخوام همه چیز خوب باشه
بدون جواب در زده شد آره واقعا خطرناکه که بخوای بری توی یه خونه مرموز ولی واقعا جالبه در رو هل دادم و وارد پارکینگ شدم ماشین های خیلی خفتی اونجا بود از آسانسور بالا رفتم همه جا و قشنگ بود سمت در چوبی بزرگ و قشنگ رفتم دوباره در زدم که ناگهان در باز شد لبخند زد
هیونا: سلام از دیدنتون خوشبختـ...
جونگکوک: سلام
خشکم زد جونگکوک ؟ اون خودش بود و اون خنده قشنگ خرگوشی همیشه بامزه و قشنگ بوده
هیونا: چرا در رو باز کردی؟ ممکن بود یه نفر بخواد بهت آسیب بزنه باید بدون فکر در رو باز کنی؟
جونگکوک: نگران نباش میشناسمت
هیونا: چی؟ از کجا؟
جونگکوک: دختر روبرویی که همیشه عجله داره معمولاً مو هات رو بالا میبندی و بعضی اوقات تا دیر وقت کار میکنی
هیونا: تمام این مدت منو دید میزدی؟
جونگکوک در رو باز کرد و کیک رو از هیونا گرفت
جونگکوک: به به بیا تو دلم نمیخواد تنها کیک بخورم
هیونا: بخواطر همین بقیه راحت وارد خونهات میشن چون خیلی زود به بقیه اعتماد میکنی
هیونا وارد خونه شد به اطراف نگاه میکرد جونگکوک بهش نگاه کرد
جونگکوک: بیا بشین اسمت؟
هیونا: پارک هیونا
................
(🦊: خوشگلای من میشه بگید ببینم چند درصد خوشتون اومده؟)
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:³
(🦊: یک هفته گذشت)
اون دختر بانمک تقریباً همیشه عجله داشت همیشه دیر میکرد و کلی کار میکرد ظاهرا مهربون و خوش اخلاق بود دلم میخواست باهاش آشنا بشم ولی من یه آیدل هستم نمیتونم الکی با کسی دوست بشم
هیونا:
درباره همسایه روبرویی کنجکاو بودم میخواستم ببینم واقعاً کی اونجا زندگی میکنه پس چی بهتر از یه کیک . تصمیم گرفتم یه کیک درست کنم و به بهونه کیک برم دم خونه اش به کیک شکلاتی بی نظیر درست کردم خوشگل کردم و سر و وضعم رو هم مرتبط کردم رفتم و آیفون زدم آیفون تصویری روشن شد لبخند زدم
هیونا: سلاااام ببخشید مزاحم شدم ولی اومدم تا این کیک رو بهتون بدم تازه وارد مرحله شدم و میخوام همه چیز خوب باشه
بدون جواب در زده شد آره واقعا خطرناکه که بخوای بری توی یه خونه مرموز ولی واقعا جالبه در رو هل دادم و وارد پارکینگ شدم ماشین های خیلی خفتی اونجا بود از آسانسور بالا رفتم همه جا و قشنگ بود سمت در چوبی بزرگ و قشنگ رفتم دوباره در زدم که ناگهان در باز شد لبخند زد
هیونا: سلام از دیدنتون خوشبختـ...
جونگکوک: سلام
خشکم زد جونگکوک ؟ اون خودش بود و اون خنده قشنگ خرگوشی همیشه بامزه و قشنگ بوده
هیونا: چرا در رو باز کردی؟ ممکن بود یه نفر بخواد بهت آسیب بزنه باید بدون فکر در رو باز کنی؟
جونگکوک: نگران نباش میشناسمت
هیونا: چی؟ از کجا؟
جونگکوک: دختر روبرویی که همیشه عجله داره معمولاً مو هات رو بالا میبندی و بعضی اوقات تا دیر وقت کار میکنی
هیونا: تمام این مدت منو دید میزدی؟
جونگکوک در رو باز کرد و کیک رو از هیونا گرفت
جونگکوک: به به بیا تو دلم نمیخواد تنها کیک بخورم
هیونا: بخواطر همین بقیه راحت وارد خونهات میشن چون خیلی زود به بقیه اعتماد میکنی
هیونا وارد خونه شد به اطراف نگاه میکرد جونگکوک بهش نگاه کرد
جونگکوک: بیا بشین اسمت؟
هیونا: پارک هیونا
................
(🦊: خوشگلای من میشه بگید ببینم چند درصد خوشتون اومده؟)
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۸.۷k
- ۰۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط