{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آگهی‌های ‌ترحیم روزنامه را که خواندم با خودم گفتم:

آگهی‌های ‌ترحیم روزنامه را که خواندم با خودم گفتم:
چرااینقدر دکتر، مهندس، مدیر شرکت،استاد و فوت می‌کنند
اما وقتی از قیمت چاپ آگهی ترحیم در روزنامه مطلع شدم،
فهمیدم
فقرا بی صدا میمیرند
دیدگاه ها (۱۰)

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

part4کوک:بعد ازچند دقیقه که این سوال رو پرسید داشتم دنبال جو...

ددی خون آشام من

خاطره ای زیبا از علامه حسن زاده آملیآخوندا ما رو ول نمی کنند...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت پنجم(اخر)(فرد...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دوازدهم: میانِ عشق و تحقیر 🖤🥀[دیدگاه...

پارت ۱ ویو ا.ت از خودم ، دانشگاهم و هم دانشگاهیام متنفر بودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط