{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر دروغگو. مادر پسر هشت ساله‌ای فوت کرد و پدرش با زن

مادر دروغگو. مادر پسر هشت ساله‌ای فوت کرد و پدرش با زن دیگری ازدواج کرد. یک روز پدرش از او پرسید: «پسرم به نظرت فرق بین مادر اولی و مادر جدید چیست؟»
پسر با معصومیت جواب داد: «مادر اولی‌ام دروغگو بود اما مادر جدیدم راستگو است.!!!»
پدر با تعجب پرسید: «چطور؟»
پسر گفت: «قبلاً هر وقت من با شیطانی‌هایم مادرم را اذیت می‌کرم، مادرم می‌گفت اگر اذیتش کنم از غذا خبری نیست ! اما من به شیطانی ادامه می‌دادم. با این حال، وقت غذا مرا صدا می‌کرد و به من غذا می‌داد.
ولی حالا هر وقت شیطانی کنم مادر جدیدم می‌گوید اگر از اذیت کردن دست برندارم به من غذا نمی‌دهد و الان دو روز است که من گرسنه‌ام.»

بسلامتی تمام مادرا
دیدگاه ها (۶)

ای که راحت میتوانی از زلیخا بگذری. میشود از...

شبی درعالم مستیزدم فریاد ازاین هستی!!که ای دنیا,به چه ارزی؟ب...

سریال زیبای چکاوک

بچه ها من دارم برای همیشه از ویس میرم از دوستانی که کمکم کرد...

P. 3 𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔...

p23صدای پسرش هنوز در گوشش بود.اما همین که در عمارت بسته شد، ...

سناریو از توکیو ریونجرزپارت ۲ (اسلاید ۲ عکس کایا )چند سال بع...

حکم قاضی آمریکایی که جهان را تکان داد.

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۲۹ | مادرم زنده است — بخش اولهانا...

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت هفتم | پیشنهادی که همه‌چیز ر...

پارت هشت لونا: اون اون مادرم بود اشکام رو پاک کردم و جواب دا...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۲ | «یک خاطره‌ی ...

سناریو از انیمه توکیو ریونجرزپارت ۱سال ها از زمانی که اعضای ...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وهشتم 𓆪 🖤🥀اسما به عکس خیره مانده بود.ـ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط