{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم دست به مویش ببرم خواب شود

خواستم دست به مویش ببرم خواب شود

عطر گیسوش چنان بود که بی هوشم کرد
دیدگاه ها (۱)

دامی‌ست که باید بکشاند به گناهمسیبی که تو انداخته باشی سرِ ر...

عشق آمدو شولای سبزش رابه روی دلم کشیددلم بیدار شد،شکوفه دادو...

عشق لرزشِ انگشتان است ...و لب های فروبسته ی غرقِ سوالتو را د...

دست هایم را بگیرتورا خواهم بردتا بیکرانه های جغرافیای خیالدش...

🤍🌱نفس هایت ریخته در دامن صبح عطر چشم های تو در هواست تویی آن...

نمی بخشم کسی را که جفا با نور عینم کردهمان که نیزه را محکم ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط