{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویرانم..،خراب و فرو ریخته،..

ویرانم..،خراب و فرو ریخته،..
کاش نیستی را می شد خرید،..
کاش مرگ دست خودم بود،..
کاش دلها اینقدر سخت و سرد نبودند،..
کاش یک نفر دلش به حال من می سوخت،..
چگونه توانستی رهایم کنی و ذره ذره آب شدنم را به تماشا بنشینی؟..
من محتاجم،..
محتاج دست نوازشگری که اشکه
دیدگاه ها (۵)

تقدیم به سحر♡♡♡

امروز دلم تنگ دیروزی است که میگفتی فردایت را می سازم!

ﺷﺎﻳﺪ ﺑﺘﻮﻧﻲ ﻓﺮاﻣﻮﺷﻢ ﻛﻨﻲ ؛ﻭﻟﻲ ﻳﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ :ﻳﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﻳﻪ ﺟﺎﻳﻲﻳﻪ ﺧﺎﻃ...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

برادر ناتنی

《검은 마음》پارت چهارم آغاز گذشتهسکوت...همه‌چیز در سکوت فرو رفته ...

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت هشتم: درخشش در میا...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط