{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+18

+18










مادربزرگه از بچه میپرسه بابا ومامان کجا هستن بچه میخنده. صبح بعد دوباره میپرسه بچه میخنده همینجور چند صبح میگه میخنده آخر مادربزرگه میگه چ مرگته میگه آخه بابا چند شب پیش اومد تو اتاق من کرم مرطوب کننده میخواست من بهش چسب دوقلو دادم
خخخخخخخخخخ
دیدگاه ها (۱۰)

part 2کنار رفت و آروم قدم برداشتم.. قبلش بهش شب بخیر گفتم و ...

فیک انتقام یا عشق

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت:6ا...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت سیزدهمویو اتچند هفته از اون روز...

رمان

#in_your_eyespart_9۲ویو کایلا یه نفس کلافه کشیدم و دوباره سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط