{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودم لبنیاتی، دیدم یه دختره اومده با یه سطل!

رفته بودم لبنیاتی، دیدم یه دختره اومده با یه سطل!
به فروشنده میگه: آقا یه کیلو شیر گاو بدین
فروشنده گفت: تو این سطلی که آوردی یه کیلو شیر گاو جا نمیشه
طرف خیلی خونسرد گفت: پس لطفا یه کیلو شیر گوسفند بدین! :|



پیکر مطهر آن فروشنده یکشنبه از جلوی تالار وحدت تشییع خواهد شد:-)
دیدگاه ها (۱۲)

آیا درک درستی از 700 میلیارد دلار داریم؟*******************د...

...

ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺟﻮﺭﯼ ﺷﺪﻩ که:ﻧﺪﺍﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ رو ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ ﺗﻮﯾﻪ ﯾﻪ ﺷﺮﮐﺘ...

بدون شرح :))

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۷ویو راوی نورا ب...

سناریو سانزو پارت اول بازم داشتی تو کوچه خیابونا دنبال کار م...

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

رفته بودم لبنیاتی، دیدم یه دختر اومده با یه سطل!به فروشنده م...

رفته بودم لبنیاتی، دیدم یه دختر اومده با یه سطل!به فروشنده م...

رفته بودم سوپری دیدم یه دختر اومده با یه سطل!به فروشنده میگه...

رفتم مغازه سیگار بگیرمگفتم آقا یه بسته وینستون بدهفروشنده :ل...

رفتم مغازه سیگار بگیرمگفتم آقا یه بسته وینستون بدهفروشنده :ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط